در مقالهای تحلیلی که ۲۸ سال پیش توسط سید مرتضی ناصریان منتشر شده، به بررسی ریشهای موانع توسعه راهآهن در ایران پرداخته شده و تأکید شده که کاهش سهم حملونقل ریلی کشور، بیش از هر چیز در نقایص طراحی و مهندسی خطوط نهفته است. با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از این تحلیل، همچنان در دو دهه اخیر شاهد کیفیت و اثربخشی اندک و هزینه بالای برخی خطوط جدید و تداوم کاهش سهم ریلی هستیم.
پیشینه صنعت راهآهن؛ از طراحی خارجی تا دانش تجربی
ناصریان در مقاله «برخی مشکلات مهندسی توسعه راه آهن در ایران» که برای چهارمین همایش حمل و نقل ریلی در آبان ماه ۱۳۷۷ نگاشته شده، با نگاهی تحلیلی و ریشهیابی تاریخی، به بررسی موانع توسعه شبکه ریلی پرداخته است. وی تأکید دارد که صنعت راهآهن ایران با پیشینه هفتادساله، نه تنها پیشرفت متناسبی نداشته، بلکه سهم آن در ترابری بار و مسافر رو به کاهش بوده و بخش مهمی از این عقبماندگی را باید در نحوه طراحی و ساخت خطوط جستجو کرد.

نویسنده به دوران پیش از انقلاب اسلامی اشاره میکند و نشان میدهد که در آن سالها، هسته اصلی طراحی و نظارت بر اجرا همواره در دست کارشناسان یا شرکتهای خارجی بوده و ایرانیان نقشی حاشیهای داشتهاند. حتی در دهه ۱۳۵۰ که طرحهای بزرگ نوسازی و برقیسازی با سرعت بالا و دوخطه کردن خطوط موجود تعریف شد، باز هم کار به طور کامل به مشاوران خارجی سپرده شد و آموزش مستقیم مهندسی به ایرانیان صورت نگرفت. پس از انقلاب اسلامی، با قطع ارتباط با مستشاران خارجی، شرکت مهندسین مشاور مترا با همکاری برخی کارشناسان و بازنشستگان شکل گرفت، اما به دلیل نبود متخصصان تربیتیافته، بیشتر مدیران و مهندسان فعال در این حوزه، دانش خود را به صورت تجربی کسب کردهاند.
مشکلات اساسی؛ از تجربی بودن دانش فنی تا ناهماهنگی در طرحها
یکی از اساسیترین چالشهای مطرحشده در این مقاله، «تجربی بودن دانش فنی و تدوین نشدن آن» است. به گفته ناصریان، تجارب گرانبهای کارشناسان ثبت و مستند نمیشود و با تغییر نیروها از بین میرود؛ آموزش کارشناسان جدید دشوار است؛ نگاههای سلیقهای و جزئی بر تصمیمگیریها غلبه دارد؛ نوآوری و استفاده از فناوریهای جدید با تأخیر مواجه میشود؛ و در نتیجه کنترل کیفیت و مدیریت پروژه با نقص جدی روبرو است.
نقص دیگر، قدیمی و ناقص بودن آئیننامه طراحی راهآهن (کامپساکس) است که از دهه پنجاه برای پروژه بافق‑بندرعباس تدوین شده و همچنان به عنوان مرجع داخلی استفاده میشود. این آئیننامه مستند نیست، طبقهبندی خطوط را شامل نمیشود، در مباحث روسازی و اجرا کاستی دارد و روش بهروزرسانی آن مشخص نشده است. همچنین ناهماهنگی در طرحها از دیگر معضلات عمده است؛ نبود برنامه بلندمدت و جامع برای توسعه شبکه ریلی موجب شده اولویتبندی طرحها بر اساس درخواستهای مقطعی و نه نیازهای راهبردی انجام شود و پروژههای ریلی به نفع طرحهای جادهای کنار گذاشته شوند.
راهکارهای پیشنهادی و وضعیت فعلی
ناصریان در پایان مقاله خود بر ضرورت گسترش دانش فنی بومی و تدوین آئیننامههای جدید و جامع، دستورالعملها و چکلیستهای آموزشی تأکید دارد. وی پیشنهاد میکند که نیازهای بهرهبرداری و کاربران به درستی در طراحی لحاظ شود؛ دروس دانشکده مهندسی راهآهن عمیقتر و روزآمدتر تعریف گردد؛ تحقیقات فنی هدفمند با حمایت مرکز تحقیقات راهآهن پیگیری شود؛ دورههای آموزشی میانمدت برای کارشناسان فعلی برگزار شود؛ از تجارب بینالمللی و مشاوران خارجی در کنار مشاوران داخلی استفاده شود؛ و در نهایت، با ایجاد رقابت، کیفیت خدمات مهندسی مشاوره ارتقاء یابد.
با وجود گذشت ۲۸ سال از این تحلیل، متأسفانه بسیاری از مشکلات مطرحشده هنوز پابرجاست. شایسته است با بهروز نمودن این ارزیابی و استفاده از دانش و رهیافتهای روز، تحول در بخش مدیریت و مهندسی صورت گرفته و ضعفهای توسعه راهآهن احصاء و اصلاحات لازم دنبال شود. باتوجه به اهداف تعیینشده در قانون برنامه هفتم توسعه برای افزایش سهم حملونقل ریلی، اهمیت این موضوع بیش از پیش احساس میشود و ضرورت دارد که نگاه به صنعت ریلی از یک رویکرد سنتی به رویکردی دانشبنیان و مهندسیمحور تغییر یابد.
مجله حمل و نقل و باربری نوین بار

علیرضا سبحانی
او فارغالتحصیل رشته مدیریت حمل و نقل است و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۹۴ به عنوان نویسنده در یک وبلاگ تخصصی درباره حمل و نقل شهری آغاز کرده است. وی پس از کسب تجربه، به مجلات و وبسایتهای معتبر در این حوزه پیوست و در حال حاضر، دبیر سرویس اخبار حمل و نقل در یک مجله تخصصی این صنعت است.




