مرز مهران؛ گلوگاه پررفت و آمدی که هنوز به کریدور منطقهای تبدیل نشده است

مرز مهران-زرباطیه امروز یکی از مهمترین و پرترددترین گذرگاههای زمینی ایران و عراق به شمار میرود؛ گذرگاهی که پتانسیل تبدیل شدن به یک کریدور راهبردی منطقهای میان ایران، عراق، افغانستان و حتی آسیای میانه را دارد. با این حال، گزارش میدانی از این مسیر نشان میدهد که زیرساختهای فرسوده، ناهماهنگیهای گمرکی و کمبود امکانات رفاهی، این گلوگاه ژئواستراتژیک را از تبدیل شدن به یک پایانه لجستیکی کارآمد بازداشته است.

مرز مهران؛ ظرفیت کریدوری در قالب زیرساختی ناکارآمد

نخستین و آشکارترین چالش در بازدید میدانی از مرز مهران و زرباطیه، ضعف زیرساخت جادهای و مرزی در هر دو سوی این گذرگاه است. جادههای مواصلاتی این مسیر، حداقل استانداردهای لازم برای توسعه تجارت بینمرزی در مقیاس بزرگ را ندارند و این نقص، مستقیماً بر زمان، هزینه، ایمنی و قابلیت پیشبینی حملونقل تأثیر میگذارد. هرچه مسیر سختتر و ناپایدارتر باشد، هزینه تمامشده هر محموله افزایش یافته و مزیت جغرافیایی دو کشور تضعیف میشود. در چنین شرایطی، شرکتهای حملونقل بهجای تبدیل شدن به بازیگران اصلی این کریدور، درگیر روزمرگیهای عملیاتی و توقفهای فرساینده میشوند.

◄ مرز مهران؛ گلوگاه پررفت و آمدی که هنوز کریدور نشده است(گزارش یک سفر تحقیقاتی به مرز مهران زرباطیه)
◄ مرز مهران؛ گلوگاه پررفت و آمدی که هنوز کریدور نشده است(گزارش یک سفر تحقیقاتی به مرز مهران زرباطیه)

گمرک ناهماهنگ و نبود سامانه دیجیتال؛ گره اصلی مرز مهران

یکی از مهمترین موانع توسعه مرز مهران، ناهماهنگی گمرکی و نبود سازوکارهای یکپارچه و دیجیتال است. در حالی که بسیاری از مرزهای پیشرفته منطقه به سمت تبادل داده، پیشاظهاری و مدیریت الکترونیک محموله حرکت کردهاند، در مهران-زرباطیه همچنان نشانههای روشنی از عقبماندگی در این حوزه دیده میشود. کامیونها با تکرار کنترلهای غیرضروری، معطلیهای غیرقابلپیشبینی و تصمیمات مقطعی و ناهماهنگ مواجه هستند و این وضعیت، برنامهریزی حمل برای تجارت بینالمللی را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است. «قابل پیشبینی بودن» از خود سرعت مهمتر است؛ مرزی که زمان عبور در آن نامعلوم باشد، جذابیت تجاری خود را از دست خواهد داد.

غفلت از رانندگان؛ زنجیرهای که در مرز میگسلد

مشاهدات میدانی نشان میدهد که در دو سوی مرز مهران، کمبود جدی امکانات رفاهی، بهداشتی و اسکان مناسب برای رانندگان وجود دارد. رانندگان در این گذرگاه با کمبود سرویسهای پایه مواجهاند و این وضعیت، تنها به نارضایتی فردی محدود نمیشود؛ بلکه مستقیماً بر کاهش انگیزه و بهرهوری، افزایش خطای انسانی، افزایش خطر توقفهای غیرضروری و کاهش تمایل رانندگان حرفهای به حضور در این مسیر تأثیر میگذارد. مرزی که برای راننده جذابیت نداشته باشد، بهمرور برای شرکتهای حرفهای نیز جذابیت عملیاتی خود را از دست میدهد.

فرصتی برای بخش خصوصی در دل ناکارآمدیها

با وجود تمام کاستیها، این ناکارآمدیها خود بزرگترین فرصت برای شرکتهای خصوصی حرفهای است. شرکتی که امروز بتواند در مهران یا زرباطیه یک مدل عملیاتی منظم ایجاد کند و خدمات یکپارچه لجستیکی شامل پارکینگ استاندارد، انبارهای سرپوشیده، سیستم نوبتدهی دیجیتال، خدمات رفاهی و اسکان مناسب را ارائه دهد، میتواند نهتنها سهم قابلتوجهی از بازار را به خود اختصاص دهد، بلکه بهعنوان الگویی برای سایر مرزهای کشور نیز مطرح شود.

جمعبندی؛ سه اقدام اساسی برای تبدیل گلوگاه به هاب تجاری

مرز مهران-زرباطیه امروز بیش از آنکه یک زیرساخت لجستیکی تکاملیافته باشد، یک گلوگاه ژئواستراتژیک ناکارآمد است؛ اما همین گلوگاه، اگر درست اداره شود، میتواند به مزیت رقابتی تبدیل شود. توسعه واقعی این مرز نیازمند سه اقدام اساسی است:

  • ارتقای زیرساخت فیزیکی و خدماتی در دو سوی مرز
  • هماهنگی واقعی گمرکی و اجرایی با بهرهگیری از سامانههای دیجیتال یکپارچه
  • ورود هوشمند و حرفهای بخش خصوصی به مدیریت کریدور

اگر این سه محور همزمان پیش برود، مهران میتواند از یک مرز پرتردد به یک هاب تجاری و ترانزیتی منطقهای تبدیل شود؛ هابی که نهتنها برای ایران و عراق، بلکه برای شبکه حملونقل منطقه نیز تعیینکننده خواهد بود و جایگاه واقعی خود را در معادلات تجاری خاورمیانه بازیابد.

مجله حمل و نقل و باربری نوین بار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *